+ نوشته شده در یکشنبه
1390/07/10ساعت
6:29 PM  توسط دوستی غریب اما آشنا
|
+ نوشته شده در یکشنبه
1390/07/10ساعت
5:35 PM  توسط دوستی غریب اما آشنا
|
+ نوشته شده در یکشنبه
1390/07/10ساعت
5:21 PM  توسط دوستی غریب اما آشنا
|
+ نوشته شده در یکشنبه
1390/07/10ساعت
5:16 PM  توسط دوستی غریب اما آشنا
|
+ نوشته شده در یکشنبه
1390/07/10ساعت
4:55 PM  توسط دوستی غریب اما آشنا
|
+ نوشته شده در یکشنبه
1390/07/10ساعت
4:43 PM  توسط دوستی غریب اما آشنا
|
+ نوشته شده در یکشنبه
1390/07/10ساعت
4:38 PM  توسط دوستی غریب اما آشنا
|
+ نوشته شده در یکشنبه
1390/07/10ساعت
4:35 PM  توسط دوستی غریب اما آشنا
|
+ نوشته شده در یکشنبه
1390/07/10ساعت
4:30 PM  توسط دوستی غریب اما آشنا
|
خوب که فکر میکنم ، می بینم ؛
من و تو شباهت های متفاوتی با هم داریم :
هر دو شکستیم ؛ تو قلبم را ، من غرورم را . . .
هر دو رقصیدیم ؛ تو با دیگری ، من با سازهای تو . . .
هر دو بازی کردیم ؛ تو با من ، من با سرنوشتم . . .
و در آخر ،
هر دو پی بردیم ؛ تو به "حماقت" من ، من به "پست" بودن تو . . .
آری این شباهت های متفاوت هر روز آشکارتر می شوند .
+ نوشته شده در یکشنبه
1390/07/10ساعت
4:12 PM  توسط دوستی غریب اما آشنا
|